زیباترین جملات کوتاه عاشقانه ... [جملات عاشقانه ]
| زیباترین جملات کوتاه عاشقانه ... |
|
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو نرسیدن ای کاش میدانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
عشق ور زیدن ضمانت تنها نشدن نیست
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم!
کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند
یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!
برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!
از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!
دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام....
محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم
وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم
کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...
نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را
اگه از بوی گلی خوشت نیومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون
میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و به من نیرو وقدرت می بخشی و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که...به زمین خوردم!!!
به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...
آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...
خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود
به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
معبودم سکوتم را از صدای تنهاییم بدان .. نمیخوانم و نمیگویم چون درونم هیچ بوده و تو آمدی برایم قصه هایی از عشق سراییدی و به من قصه باران آموختی میدانی قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهایی است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاییم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو میبالم تنهاتر از یک برگ با باد شادیها محجورم درآبهای سرور آور تابستان آرام میرانم
به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است
|
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در پنج شنبه ۲۸ دي ۱۳۸۵ و ساعت 14:27
(1) نظر

خدا ... [جملات عاشقانه ]
خدا ...
خدا تنها معشوقی است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگری ناراضي نيست
و
هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها برای خود نمي خواهد
مهربان باش
با شروع هر صبح ... فکر کن تازه به دنيا آمدی ...
مهربان باش و دوست بدار ..... شايد که فردايی نباشد .
پنجره ی چشمای تو وقتی به چشمام وا ميشه ... نميدونی توی وجود من چه غوغايی ميشه
لحظه اي که تو با منی ... آتيش به جونم ميزنی ... گٌر ميگيره روح وتنم ... وقتي که ميگي با منی
میدونستی که ...
گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشی نيست .
خنده ی آدم ها هميشه از دلخوشي نيست .
گاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره .
يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره.
کاش
كاش آن آينه ای بودم من كه به هر صبح تو را مي ديدم ... مي كشيدم همه اندام تو را در آغوش ...
سر و اندام تو با آنهمه پيچ آنهمه تاب ... آنگه از باغ تنت مي چيدم گل صد بوسه ی ناب .
غریبه
آمدی ، چه زيبا ... گفتم دوستت دارم ، چه صادقانه ... پذيرفتی ، چه فريبانه ...
آغوشم برايت باز شد ، چه ابلهانه ... با تو خوش بودم ، چه کودکانه ...
همه چيزم شدی ، چه زود ... به خاطر يک کلمه مرا ترک کردی ، چه ناجوانمردانه ...
نيازمندت شدم ، چه حقيرانه ... واژهی قريب خداحافظ به ميان آمد ، چه بی رحمانه ...
و من سوختم ، چه عاشقانه ...
ولی ..... هنوزم دوستت دارم ، غریبه !!!
جیرجیرک و فیل
جيرجيرک به خرس گفت : عاشقت شدم ... خرس گفت : الان وقت خواب زمستانيه منه ...
وقتی 6 ماه ديگه بيدار شدم اونوقت با هم صحبت ميکنيم ... خرس خوابید ...
وقتی بيدار شد جيرجيرک را نديد ... خرس نميدانست جيرجيرکها 3 روز بيشتر عمر نميکنند !!!
نگاهم کرد ...
نگاهم کرد ... پنداشتم دوستم دارد ... نگاهم کرد ... در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم ...
نگاهم کرد ... دل به او بستم ... نگاهم کرد ... اما بعدها فهميدم که فقط نگاهم ميکرد !!!
افسوس ...
آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ...
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ...
... و بعد ...
براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم .
یادت باشه
هر گاه خواستی از جاده شب بگذری در اين انديشه مباش که خورشيد بر تو بيگاه طلوع کند !!!
شاعر و فزشته
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند ...
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته ...
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوی آسمان گرفت ...
فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت ...
خدا گفت : ديگر تمام شد ... ديگر زندگي برای هر دوتان دشوار مي شود ...
زيرا شاعري كه بوی آسمان را بشنود ، زمين برايش كوچك است ... و
فرشته ای كه مزه عشق را بچشد ، آسمان برایش کوچک .
آرزو
آرزويم اينست
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد ... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ...
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ... عاشق آنکه تو را مي خواهد ...
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه .
حرف آخر <--- اگر بوي گلی را دوست نداری شاخه هايش را نشکن .
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 18:32
(0) نظر

عشق یعنی ... [جملات عاشقانه ]
عشق یعنی ...
عشق يعني لحظههاي التهاب ... عشق يعني لحظههاي ناب ناب ؛
عشق يعني همچو من شيدا شدن ... عشق يعني قطره و دريا شدن ؛
عشق يعني ديده بر در دوختن ... عشق يعني در فراقش سوختن .
اگه
اگه میدونستی انتظار ديدنت چه مجازاتي است
شايد ديگر چشم بر هم نمي گذاشتی
چقدر سخته
چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه ؟؟؟ بگي : عشق ...
چقدر سخته كادوی تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه ، بي وفايي باشه ...
چقدر سخته كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانت رو نده ...
چقدر سخته عاشق كسي باشي كه از عشق چيزی نمی دونه ...
ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوی عبور ممنوع بخوری ...
به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ..... عشق ممنوع !!!
ماه و نابینا
نابينا گفت : دوستت دارم .
ماه گفت : تو که مرا نميبيني ... چگونه مرا دوست داري ؟
نابینا گفت : اگر مي ديدم عاشق زيباييت ميشدم ... اما اکنون عاشق خودت هستم .
هرگز ...
هرگز دستی را نگير ، وقتی قصد شکستن قلبش را داری ...
هرگز به چشمانی نگاه نکن ، وقتی قصد دروغ گفتن داری ...
هرگز به کسی نگو که تنها اوست ، وقتی که در ذهنت به ديگری فکر ميکنی ...
هرگز قلبی را قفل نکن ، وقتی کليدش را نداری .
نمی دانم
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذی بنويسم که ... هرگز پاره نشود
بـرچـه گلـي بـنويـسم که ... هـرگز پرپر نشـود
بـر چه ديواري بنويسم که ... هرگز پاک نشود
بـر چه آبـي بنويسم که ... هـرگز گل آلود نشود
و سرانجام
بـر چه قلـبي بنويسم که ... هـرگز سـنگ نشود !!!
مدرسه ی ...
درکلاس محبت پشت نيمکت هاي صميميت درس عشق ودوستي ويکي شدن راآغازکرديم
حال به آخرين درسش رسيديم
درسيکه خوبست توهم آن رابداني
عشق بايد ورزيد به همسفر زندگي و بايدماندگار بود در قلب ياران
پس ... ای دوست! ای مهربان! ای همسفر!
هميشه به ياد تو خواهم بود و هيچ گاه تو را فراموش نخواهم کرد .
کي با اشکاي تو يه اسمون ستاره ساخت ... کي بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت
کي بود که با نگاه تو ، خواب و خيال عشق و ديد ... کي بود که تنها واسه تو از همه دنيا دل بريد
نگو کي بود ، کجايي بود ، اونکه برات ديوونه بود ... رو خط به خط زندگيش از عشق تو نشونه بود
من بودم اونکه دلشو ساده به پای تو گذاشت ... اونکه واسش بودن تو به غير غم چيزی نداشت
فقط یه بار امتحانش کردم
به من مي گفت: آنقدردوستت دارم كه اگر بگويي بمير ، مي ميرم ... باورم نمي شد...
فقط يك امتحان ساده بود ... به او گفتم بمير ...
سالهاست در تنهايی به سرمي برم ... كاش امتحانش نمي كردم !!!
کاش ...
کاش قلبم درد تنهايي نداشت ... سينه ام هرگز پريشاني نداشت
کاش برگهای آخر تقويم عشق ... حرفي از يک روز بارانی نداشت
کاش مي شد راه سخت عشق را ... بي خطر پيمود و قربانی نداشت .
.
.
.
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
.
.
.
.
.
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد
.
.
.
حرف آخر -<---- چشم هایت به من آموخت که با آخرين نگاه ، اولين رنج آغاز ميشود .
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 18:31
(0) نظر

عشق [جملات عاشقانه ]
سلاااااام ... خوفین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ خانواده خوبن ؟ خوشن ؟ سلامتن ؟
گفتم چون درس دارم ، کمتر وقت میشه آپ کنم
به خاطر همین این پست رو یه کم طولانی نوشتم ( طولانی ترین پست توو وب شد )
همیشه خوش باشین ... مرسی
عشق
عـشق فراموش کردن نيست ... بلکه بخشيدن است
عــشق گوش دادن نيست ... بلکه درک کردن است
عــشق ديدن نيست ... بلکه احساس کردن اســـت
عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست ... بلکه صبر کردن و ادامه دادن است .
به او بگوييد دوستش دارم ...
به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده
به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد .
چقدر سخت است ...
چقدر سخت است که منتظر کسي باشي که فکر امدن نيست
مهمان عزيزی باشي که فانوس خانه اش روشن نيست
چقدر سخت است که آدم را از ارزوهايش دور کنند و او را به مسير نا خواسته ای مجبور کنند
چقدر سخت است نوشته هايت را نخوانده خاک کنند و اسمت را از خاطره ها پاک کنند
چقدر دردناک است که احساست را پوچ پندارند .
تنها
براي گذري هر چند کوچولو به آسمون نگاهم برگرد
ببين چه جوري ماه ذهنم تو سياره خاطرات مي گرده و آروم اشك مي ريزه
دیگه حتی بغض هامم جواب نگفته های فشرده گلوم رو نميدن
تو نيستي و من ، شبگرد تنها نشين خلوت غم شدم !!!
این روزا
اين روزها نه مجالی براي دلتنگی دارم نه حوصله اش را
ولي با اين همه گاه گاهي دلم هوای تو را مي کند .
از اين عشق به هر عشق جهان ميخندم
هرکه آرد سخن عشق به آن ميخندم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از اين سوز به هر سوز جهان ميخندم ):
دوستی و جدایی
دوستي يه حادثه و جدايي قانون است
بيایید حادثه آفرين و قانون شکن باشيم
فضیلت
در مرد نيك اگر فضيلتي باشد، فضيلت بيشتر از زيبايي او جلب توجه مي كند .
زيبايي ناپايدار است و فضيلت جاوداني
اشتباه
اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ...
اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ...
پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی .
تنها کسی که مرا شاد میکند
کسي است که به من مي گويد : تو مرا شاد مي کنی .
کفش
تا حالا کفشهات رو نگاه کردی ؟
2 تا عاشق ، 2 تا همراه که بی هم ميميرن ، با هم خاکی ميشن ، بدون هم زير بارون نميرن .
کاش آدما هم یه کم از کفشاشون ياد میگرفتن .
فاصله
فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق های بزرگ و جاودانی را شدت ميبخشد .
مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد .
دل شکسته
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ...
ولی من حداقل می تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه های تيزش دست اونی که شکسته رو نبره .
مجازات
اگر مي توانستم مجازاتت کنم .....
از تو مي خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی .
وقتی خواب بودیم
تو بگو وقتي خواب بوديم چه کسي مداد رنگيشُ برداشت و فاصله ها رو پٌررنگ کرد .
ای عشق مدد كن كه به سامان برسيم ... چون مزرعه ی تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من ... يا هردو بميريم و به پايان برسيم
من دلم می خواهد
با طلوع خورشید ،

جای هر قطره ی شبنم ، روی هرگلبرگی بنویسم ، دوستت میدارم .
یادمان باشد ...
یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ... وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ... گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق ... جز برای دل محبوب دعايی نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ... طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
اگر در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير كند و صدای قلبت آبرويت را ببرد
مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط باشد ، زنگي كند ، لذت ببرد و نفس بكشد .
دوستت دارم
ميخوام بگم دوستت دارم ...
نه به 21 زبان زنده دنيا ...
بلکه به زبان قلبم .............. گوش کن ..........
دیوانگی
هوس کوچ به سرم زده ، شايدم هجرت ، نمي دانم . از اين بي دلی ها خسته شدم .
دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان .
ديوانگی هم عالمی دارد .
یکی بود یکی نبود
يكی بود يكی نبود ...
اون كه بود تو بودی ، اون كه تو قلب تو نبود من بودم
يكی داشت يكی نداشت ...
اون كه داشت تو بودی ، اون كه جز تو كسی رو نداشت من بودم
يكی خواست يكی نخواست ...
اون كه خواست تو بودی ، اون كه نخواست از تو جدا بشه من بودم
يكی رفت يكی نرفت
اون كه رفت تو بودی ، اون كه بجز تو دنبال هيچكی نرفت من بودم
انتهای زوال ، ابتدای کمال
برگ در انتهای زوال ميافتد و ميوه در ابتدای کمال .
بنگر چگونه ميافتی ... چون برگی زرد يا چون سيبی سرخ !!!
آسمون
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بی بهونه مي باره ...
به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه
می باره و می باره ... اينقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...

کاش مي شد مثل آسمون بود
كاش مي شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی...
بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده .
زماني كه فكر ميكني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری ....
يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماری ميكنه .
ویلیام شکسپیر
بوسه
انسان با سه بوسه تكميل ميشود :
1) بوسه ی مادر ، كه با آن پا به عرصه خاكی ميگذارد .
2) بوسه ی عشق ، که با آن يك عمر زندگی ميكند .
3) بوسه خاك ، كه با آن پا به عرصه ابديت ميگذارد .
دوستت دارم
گويم دوستت دارم ...
شايد تصور كنی تنها چند واژه ی ساده را در كنار هم گذاشته ام و جمله ای را بيان كرده ام . اما ...
اين تنها يك جمله نيست . دنيای لبريز از رويا های سبز و سرخ . همين جمله ی كوتاه .
آری ... همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا .
دوستت دارم يعنی بي حضور تو زندگی برايم بی معناست .
مترسك رو دوست ندارم زيرا پرنده ها رو می ترسونه .....
ولی دوستش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه .
با تو گفتم كه چرا محو تماشاي مني ... آنقدر مات كه يك دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود ... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
میگفت : دوستم دارد !!!
آن کس که مي گفت : دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاييزی راه مي رفت ...
صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان مي کردم ميگويد : دوستت دارم .
آسمان نيز ازآن توست

آنگاه که تو آن را طلب کنی
آلبرت انشتین :
دو چيز انتها ندارد ...
حماقت انسانها و پهنای کهکشان ها.
که البته در مورد کهکشان ها مطمئن نيستم !!!
ده تعریف از عشق
1 - كسي كه به خاطرش جان بدهيد .
2 - تفاهم و درك متقابل .
3 - بيش از هر چيزی برايتان اهميت داشته باشد .
4 - كسی كه در روزهای سختی باعث خنده و شادی شما بشود .
5 - وقتي كه نتوانيد بدون وجود كسی زندگی كنيد .
6 - خانواده .
7 - بيش از آنچه مراقب خود باشيد مراقب كس ديگری باشيد .
8 - دوستي .
9 - اتحاد كامل دو روح .
10 - حقيقت جاری زندگی .
میدونم میتونی ...
ميدونم ميتونی قلبمو آتيش بزنی ... اما نزن
ميدونم ميتونی بری و منو تنهام بزاری ... اما نزار
ميدونم ميتونی بری و با کس ديگهای دوست بشی ... اما نشو
ميدونم ميتونی جواب منو ندی ... اما بده
ميدونم ميتونی نابودم کنی ... اما نکن
تورا گم کرده ام امروز ... وحالا لحظه های من ... گرفتار سکوتي سرد و سنگينند ...
وچشمانم ... که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ... نمي دانی چه غمگينند ...
چراغ روشن شب بود ، برايم چشم های تو ... نمي دانم چه خواهد شد ...
پر از دلشوره ام ... بی تاب ودلگيرم ... کجا ماندی که من بی تو هزاران بار ، در هر لحظه می ميرم
حرف آخر ----> دريا باش که اگر کسی سنگی به سويت پرتاب کردند ،
سنگ غرق شود نه آنکه متلاطم شوی .
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 18:24
(0) نظر

عشق [جملات عاشقانه ]
سلاااااام ... خوفین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ خانواده خوبن ؟ خوشن ؟ سلامتن ؟
گفتم چون درس دارم ، کمتر وقت میشه آپ کنم
به خاطر همین این پست رو یه کم طولانی نوشتم ( طولانی ترین پست توو وب شد )
همیشه خوش باشین ... مرسی
عشق
عـشق فراموش کردن نيست ... بلکه بخشيدن است
عــشق گوش دادن نيست ... بلکه درک کردن است
عــشق ديدن نيست ... بلکه احساس کردن اســـت
عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست ... بلکه صبر کردن و ادامه دادن است .
به او بگوييد دوستش دارم ...
به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده
به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد .
چقدر سخت است ...
چقدر سخت است که منتظر کسي باشي که فکر امدن نيست
مهمان عزيزی باشي که فانوس خانه اش روشن نيست
چقدر سخت است که آدم را از ارزوهايش دور کنند و او را به مسير نا خواسته ای مجبور کنند
چقدر سخت است نوشته هايت را نخوانده خاک کنند و اسمت را از خاطره ها پاک کنند
چقدر دردناک است که احساست را پوچ پندارند .
تنها
براي گذري هر چند کوچولو به آسمون نگاهم برگرد
ببين چه جوري ماه ذهنم تو سياره خاطرات مي گرده و آروم اشك مي ريزه
دیگه حتی بغض هامم جواب نگفته های فشرده گلوم رو نميدن
تو نيستي و من ، شبگرد تنها نشين خلوت غم شدم !!!
این روزا
اين روزها نه مجالی براي دلتنگی دارم نه حوصله اش را
ولي با اين همه گاه گاهي دلم هوای تو را مي کند .
از اين عشق به هر عشق جهان ميخندم
هرکه آرد سخن عشق به آن ميخندم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از اين سوز به هر سوز جهان ميخندم ):
دوستی و جدایی
دوستي يه حادثه و جدايي قانون است
بيایید حادثه آفرين و قانون شکن باشيم
فضیلت
در مرد نيك اگر فضيلتي باشد، فضيلت بيشتر از زيبايي او جلب توجه مي كند .
زيبايي ناپايدار است و فضيلت جاوداني
اشتباه
اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ...
اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ...
پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی .
تنها کسی که مرا شاد میکند
کسي است که به من مي گويد : تو مرا شاد مي کنی .
کفش
تا حالا کفشهات رو نگاه کردی ؟
2 تا عاشق ، 2 تا همراه که بی هم ميميرن ، با هم خاکی ميشن ، بدون هم زير بارون نميرن .
کاش آدما هم یه کم از کفشاشون ياد میگرفتن .
فاصله
فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق های بزرگ و جاودانی را شدت ميبخشد .
مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد .
دل شکسته
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ...
ولی من حداقل می تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه های تيزش دست اونی که شکسته رو نبره .
مجازات
اگر مي توانستم مجازاتت کنم .....
از تو مي خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی .
وقتی خواب بودیم
تو بگو وقتي خواب بوديم چه کسي مداد رنگيشُ برداشت و فاصله ها رو پٌررنگ کرد .
ای عشق مدد كن كه به سامان برسيم ... چون مزرعه ی تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من ... يا هردو بميريم و به پايان برسيم
من دلم می خواهد
با طلوع خورشید ،

جای هر قطره ی شبنم ، روی هرگلبرگی بنویسم ، دوستت میدارم .
یادمان باشد ...
یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ... وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ... گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق ... جز برای دل محبوب دعايی نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ... طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
اگر در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير كند و صدای قلبت آبرويت را ببرد
مهم نيست كه او مال تو باشد ، مهم اين است كه فقط باشد ، زنگي كند ، لذت ببرد و نفس بكشد .
دوستت دارم
ميخوام بگم دوستت دارم ...
نه به 21 زبان زنده دنيا ...
بلکه به زبان قلبم .............. گوش کن ..........
دیوانگی
هوس کوچ به سرم زده ، شايدم هجرت ، نمي دانم . از اين بي دلی ها خسته شدم .
دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان .
ديوانگی هم عالمی دارد .
یکی بود یکی نبود
يكی بود يكی نبود ...
اون كه بود تو بودی ، اون كه تو قلب تو نبود من بودم
يكی داشت يكی نداشت ...
اون كه داشت تو بودی ، اون كه جز تو كسی رو نداشت من بودم
يكی خواست يكی نخواست ...
اون كه خواست تو بودی ، اون كه نخواست از تو جدا بشه من بودم
يكی رفت يكی نرفت
اون كه رفت تو بودی ، اون كه بجز تو دنبال هيچكی نرفت من بودم
انتهای زوال ، ابتدای کمال
برگ در انتهای زوال ميافتد و ميوه در ابتدای کمال .
بنگر چگونه ميافتی ... چون برگی زرد يا چون سيبی سرخ !!!
آسمون
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بی بهونه مي باره ...
به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه
می باره و می باره ... اينقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...

کاش مي شد مثل آسمون بود
كاش مي شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی بشی...
بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده .
زماني كه فكر ميكني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری ....
يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماری ميكنه .
ویلیام شکسپیر
بوسه
انسان با سه بوسه تكميل ميشود :
1) بوسه ی مادر ، كه با آن پا به عرصه خاكی ميگذارد .
2) بوسه ی عشق ، که با آن يك عمر زندگی ميكند .
3) بوسه خاك ، كه با آن پا به عرصه ابديت ميگذارد .
دوستت دارم
گويم دوستت دارم ...
شايد تصور كنی تنها چند واژه ی ساده را در كنار هم گذاشته ام و جمله ای را بيان كرده ام . اما ...
اين تنها يك جمله نيست . دنيای لبريز از رويا های سبز و سرخ . همين جمله ی كوتاه .
آری ... همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا .
دوستت دارم يعنی بي حضور تو زندگی برايم بی معناست .
مترسك رو دوست ندارم زيرا پرنده ها رو می ترسونه .....
ولی دوستش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه .
با تو گفتم كه چرا محو تماشاي مني ... آنقدر مات كه يك دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود ... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
میگفت : دوستم دارد !!!
آن کس که مي گفت : دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاييزی راه مي رفت ...
صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان مي کردم ميگويد : دوستت دارم .
آسمان نيز ازآن توست

آنگاه که تو آن را طلب کنی
آلبرت انشتین :
دو چيز انتها ندارد ...
حماقت انسانها و پهنای کهکشان ها.
که البته در مورد کهکشان ها مطمئن نيستم !!!
ده تعریف از عشق
1 - كسي كه به خاطرش جان بدهيد .
2 - تفاهم و درك متقابل .
3 - بيش از هر چيزی برايتان اهميت داشته باشد .
4 - كسی كه در روزهای سختی باعث خنده و شادی شما بشود .
5 - وقتي كه نتوانيد بدون وجود كسی زندگی كنيد .
6 - خانواده .
7 - بيش از آنچه مراقب خود باشيد مراقب كس ديگری باشيد .
8 - دوستي .
9 - اتحاد كامل دو روح .
10 - حقيقت جاری زندگی .
میدونم میتونی ...
ميدونم ميتونی قلبمو آتيش بزنی ... اما نزن
ميدونم ميتونی بری و منو تنهام بزاری ... اما نزار
ميدونم ميتونی بری و با کس ديگهای دوست بشی ... اما نشو
ميدونم ميتونی جواب منو ندی ... اما بده
ميدونم ميتونی نابودم کنی ... اما نکن
تورا گم کرده ام امروز ... وحالا لحظه های من ... گرفتار سکوتي سرد و سنگينند ...
وچشمانم ... که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ... نمي دانی چه غمگينند ...
چراغ روشن شب بود ، برايم چشم های تو ... نمي دانم چه خواهد شد ...
پر از دلشوره ام ... بی تاب ودلگيرم ... کجا ماندی که من بی تو هزاران بار ، در هر لحظه می ميرم
حرف آخر ----> دريا باش که اگر کسی سنگی به سويت پرتاب کردند ،
سنگ غرق شود نه آنکه متلاطم شوی .
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 18:18
(0) نظر

تو كيستي [جملات عاشقانه ]

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو
بسان قايق سرگشته روي گردابم
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 17:58
(0) نظر

عشق کلمه ای بی انتهاست [جملات عاشقانه ]

روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع !!!!!!*** ***
دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.!!!!!
*** *** اميد مضطرب آمد . گفتـم بخوانش. خـوانـد و
بازگشت.!!!!*** *** آرزو با دلهره آمد.گفتم بخوانش
خواند و بازگشت ... !!!*** ***عشق خنده کنان آمد!
گفتم خوانديش؟ گفت: من سواد ندارم
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 17:56
(0) نظر

با تو خوشبخت ترینم [جملات عاشقانه ]
در زمانی که وفا
قصهءبرف به تابستان است
و صداقت گل نایابی ست
به چه کسی باید گفت
که با تو خوشبخت ترینم
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 17:55
(0) نظر

تقدیم به تمامی عاشقان عزیز [جملات عاشقانه ]
......love is
عشق یعنی با افق یک دل شدن
یــا لباسی از شقایق دوختن
عشق یعنی با وجود خستگی
بر سر پروانهء دل سوختن
عشق یعنی داستــانی نـا تـمــام
عشق یعنـی کلمه ای بـی انـتـهـا
عشق یعنی گفتن ازاحساس موج
در کــنـار حسـرت پـروانـه ها
عشق یعنـی آه سرخ لالـه هـا
عشق یعنی حرف پنهان در نگاه
عشق یعنـی تـرجـمـان یک نـفس
عمق سـایـه روشن دشت پگـاه
عشق یعنـی قـصـهء یک آرزو
عشق یـعـنـی ابـتـدای یک غـروب
عشـق یـعـنـی تکـه ای از آسمـان
عشق یعنی وصف یک انسان خوب
نوشته شده توسط اسماعیل شکوهیان در چهار شنبه ۲۷ دي ۱۳۸۵ و ساعت 17:49
(0) نظر

تقديم به عشق هميشه ماندگارم [جملات عاشقانه ]
 

چشمـامـو نمی بنـدم دستـاتـو رهــا نمی کنـم
مي خـوام بمونـي مي خـوام بــراي هميشه کنـارم بـاشی
چشمامو نمی بندم ميترسم وقتي بيدار ميشم رفته باشی
دستاتو رها نمی کنم ميترسم ديگه گرمي دستاتولمس نكنم
همه دنیای مني مریم می خوام پیشم بمونی برای همیشه
اااااااااا
وقتي دلتنگ شدي
به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره
وقتي نااميد شدي
به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي
وقتي پر از سکوت شدي
به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست ازغصه بشکنه
به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته
ثثثثثثثثقق
میگن آدم باید برای رسیدن به عشقش از تموم دنیا بگذره
ولی تو که تموم دنیای منی چطور از تو بگذرم؟؟
قققققققققققق
ای عشق من
تـا وقتي كــه تـو هستي، تـا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته ي منه!
تـا وقتي كــه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي!
تا وقتي كه شونه هاي تو امنترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو!
هیچ وقت ترکم نکن |